دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

درباره بلاگ

یه دختری که ...

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

۲۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۲۳

سیصد و سی و دو

That money is to be spent on war

:(


Toktam Rashidi
۲۹ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۹

سی صد و سی و یک

واقعا به کسی ربطی نداره :/

کاش فقط یک روز با قبول کردن بقیه همون طوری که هستن... و دخالت نکردن توو زندگی بقیه زندگی میکردیم. اونوقت خودمون میفهمیدیم چقدر خوبه و تا ابد به این کار ادامه میدادیم.


تعامل با آدما بعضی وقتا خیلی انرژی میگیره از من.



Toktam Rashidi
۲۸ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۱۰

سی صد و سی

من باز تمرکز ندارم هیچی.


من اعتقاد دارم هر آدمی ویژگی های خوبی داره. بعضی ها هم چند تا چیزو با  هم دارن، بعضی ها هم اصلا مهد کمالات هستن.

ولی مسئله ی دیگه ای هست .. و اون نظر دادن آدما در حیطه هایی هست که نمیدونن واقعا. این یه رفتار خیلی زشت و در عین حال خنده داره. یعنی فقط میشه به سادگی و چه عرض کنم حماقت همچین آدمی خندید.

بعضی ها واقعا انگار نمیتونن بفهمن که شما نمیتونی در همه ی حیطه ها صاحب نظر باشی! نظر میدن و به شدت آدم ها رو با حرفاشون خرد میکنن، غافل از اینکه اصل چیزی که میگم باگ داره. اون باگ رو شاید آدمی که خرد شده متوجه نشه، ولی اون آدم جلو ی من خرد شده و من متوجه باگ شدم. حالا اینجا سوالی که پیش میاد اینه که آدمی که این کار شنیع رو انجام داده براش خرد کردن مهم بوده یا خفن دیده شدن. اگر دومی هدفش بوده، قطعا بهش نرسیده.

و کاش آدما میفهمیدن برای بزرگ دیده شدن لازم نیست دیگران رو کوچیک کنن.

خرد کردن آدما و تاکید بر اینکه "من میدونم" و "تو نمیدونی"، اونم توو جمع خیلی زشته. مخصوصا اگر کسی رو خرد کنی که ادعایی نکرده. با این کار فقط پستی خودت رو نشون میدی.


این پست در جریان رفتار زشت یکی از مربی های باشگاه با یک مربی دیگه نوشته شده.


Toktam Rashidi
۲۷ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۷

سیصد و بیست و نه : لعنت!

بهتت زده،

شکسته در این شهر باورت.

Toktam Rashidi
۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۲

سیصد و بیست و هشت

رونیکای کوچولو و دوست داشتنی هم رفت خونشون

منم کلی آشپزی یاد گرفتم.


الان برا شخصیتم دارم تلاش میکنم آروم تر باشم، کلا. فقط آروم باشم. یعنی تا قبل از دیشبم میکردم ها

ولی خب ادب رو خیلی خوب میشه از بی ادبان آموخت. منم دیدم چقدر زشته.

ولی غیر ازون یه حالت دیگه ای تازگی دارم که اصلا دوست ندارم درگیر مسایل بیرونی کنم ذهنم رو. حتی اخبار نمیخونم.


خواهرم هی میاد یه جای سفت توو بدن من پیدا میکنه، بعد میگه ببین ماهیچه است!!! میگم برو بابا ماهیچه چیه.


و اینکه الان حدود یک ماه دیگه مونده و من کار خاصی نکردم. فقط آشپزی یاد گرفتم که اونم دیرم بود به نظر خیلی ها.

یک الاغ دیگه هم به زنش گفته حالا که میریم خونه خودمون، نه کار میکنی، نه درس میخونی؛ همینجوری میشینی توو خونه. :/ :( جالبه برام که توو خاستگاری و نامزدی و عقد و اینا که هرچی دختر بگه میگن چشم. بعد که خرشون از پل گذشت اینجوری میکنن و کارشون هم از نظر مذهبی و هم از نظر عرفی و هم از نظر قانونی اشکالی نداره!! بدقول های دروغگوی بدبخت!


چند روز پیش داشتم فکر میکردم... دوست داشتن باید تقویت بشه. وگرنه خاموش میشه، مخصوصا اگر خاطره ی خاصی با طرف نداشته باشی.


رمز:

"تمولمگنکوقبفدغععاظدطتضکصرشدسیژخزیرلذیددخوحسچتجمثدتاپشبتای."

Toktam Rashidi
۲۶ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۶

سیصد و بیست و هفت : رگ فمینیستی

یه پستی خوندم که توش نویسنده عصبانی شده بود از طرز تفکر ادمایی که ارزش زن رو به بکارتش میدونن ... ازین قرار که یکی به نویسنده گفته بود زنای مطلقه خاستگار کمتری دارن چون دست خورده هستن!!


مشکلات زیادی دارم من...

اول اینکه «دست خورده» یعنی چی؟ آیا زن مثل غذا یا آبه که دهنی شده باشه و شما دلتون در خوردنش همراهیتون نکنه؟ :)) 


دوم اینکه برای بار هزارم باید بگم و افسوس بخورم که ما خودمون رو توو این همه ارزش و ضدارزش الکی دفن کردیم! و زندگی رو فقط برای خودمون سخت تر کردیم. ارزش هایی که اصلا دلیل منطقی هم ندارن.


سوم اینکه، یکم اون ور ترا، اصلا رابطه داشتن و با تجربه بودن ارزش محسوب میشه و ملت «ترجیح میدن» با کسی باشن که قبلا تجربه ی جنسی داشته. چون خیلی بی پرده عرض کنم ، اینجوری بیشتر بهشون خوش میگذره‌. و صد البته بیکار نیستن بشینن درباره ی گذشته ی طرف فکر و خیال کنن هی! *


چهارم،جالب تر دیدی هست که مردم نسبت به مطلقه ها دارن. هم چون «دست خورده» هستن، حتما بی بند و بارن. و هم اینکه خب دست خورده هستن!!! 

لازم میدونم یه سکانسی از کارتون پرسپولیس رو یاداور بشم که... زنه طلاق گرفته بود، بعد حتی گدای محله بهش پیشنهاد رابطه داده بود! انگار تمام زنانی که قبل از ازدواج از رابطه پرهیز میکنن به خاطر بکارتشونه!

واقعا نمیدونن رابطه ی جنسی بدون آسیب زدن به پرده ی بکارت ممکنه؟ نمیدونن بعضی پرده ها اصلا ‌تا زایمان اول پاره نمیشن؟ و نمیدونن بعضی دخترا از بدو تولد پرده ندارن؟ آخه ارزش روو چیزی بذارین که ارزش داشته باشه احمقا! من خودم چند نفر میشناسم با ظاهر خیلی خیلی موجه که کلی هم رابطه داشتن، ولی «پاک و دست نخورده» محسوب میشن. بعد طبق همین ارزشگذاری اشتباه کسی که با شوهرش بوده و طلاق گرفته پاکیشو از دست داده. تناقض پشت تناقض!


پنجم، من خودازارم و گاهی پستای خانومای قری و کانال های مشابه رو میخونم. بعد یه بار یه تبلیغی بود «مثل یک باکره به بستر برو» خب آخه یعنی مثل یه باکره حال همه رو به هم بزن؟! یا چی؟

یا بحث میکنن راجع به اینکه مرد ها غیرتی ان و دوست دارن زنشون مال خودشون و فقط خودشون باشه یادم اومد عزیزی میگفت «تو مگه میتونی مرغ عشقتو زندانی کنی،حالامرغ عشقم نه، عقاب رو زندانی کنی‌، و بعد بهش از خوبیاش بگی و هی بگی دوستش داری ؟» حالا جمله رو نقل قول کردم ، ولی فکر کنم ادبیاتش یکم ف ق میکرد ‌.


خلاصه اینکه عصبانیم.


*منظورم از تجربه داشتن قطعا این نبود که طرف آدم مبتذل و بی بند و باری بوده باشه. 


من داغ کردم باز.

انگشت شست پای راستم زخم شده. 

Toktam Rashidi
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۲۶

سیصد و بیست و شش

امروز مامانمو درک کردم.


اشپزی هم یاد گرفتم در ضمن :))

Toktam Rashidi
۲۴ مرداد ۹۷ ، ۰۲:۱۰

سیصد و بیست و پنج

ولی کسی نمیتواند بگوید خود را فدا میکنم و تلخ کامی نشان ندهد.


مرگ آرام - سیمون دوبووار

Toktam Rashidi
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۱

Haters gonna hate anyway

 از اون روزایی که منو با یه مَن عسل نمیشه خورد.

نمیدونم چرا اینقدر حوصله ی آدما رو ندارم. آدمای معمولی رو که همینجوری ناراحت میکنم

ظرفیتم برای آدمای خاص هم کمه امروز خیلی.


دوست ناشناسی که احتمالا میای میگی من مشکل روانی دارم... همین الان میگم به تو ربطی نداره، غصه ی منو چرا اینقدر میخوری؟ :)


Toktam Rashidi

-این که شوهرش اینقدر محدودش میکنه، پس چرا میذاره عکسای اینجوری بذاره روو پروفایلش؟

+مشکل منم دقیقا همین روشن فکر نما بودن طرفه!!


یادش بخیر منم یکی رو میشناختم اینجوری بود.

هر وقت فکر میکنم چی شد که من از "دوران اوجم" به اینجا رسیدم(از نظر تمرکز و اینا) آخرش به اون میرسم. من همه ی تقصیر رو گردن اون نمیندازم، چون خودم هم مقصر بودم خیلی. ولی خب... نمیتونی برینی به یه آدم و بعدش ادعات هم بشه! بعد بیای این حرفا رو بزنی :

اولش بگی من بدم و فلان و بهمان. بگی تمام مشکلاتت به خاطر من بوده!!! بگی من هیچی ازون چیزی که فکر میکنم نیستم!

دومش بیای بگی یه مدت به من دروغ گفتی.

سومش بیای بگی هیچ کسو مثل من دوست نداشتی.

بعد، بعد از سه سال، یه مدت هی بهم پیام بدی.

چهارمش خودت بیای بگی هر دفعه با من حرف میزنی یا عکسمو میبینی یا صدامو میشنوی خیلی برات دردآوره!

(سوال : چند عدد پارادوکس در گزاره های بالا وجود دارد؟(10 نمره))


خلاصه همین.

الان برم سعی کنم کمتر توو گوشیم باشم.

Toktam Rashidi