دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

۱۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

۳۱ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۲۷

یازده

اعتراف میکنم

که تقریبا هیچی از قسمت 8 ام نفهمیدم :|

شاید یه مقداریش به خاطر تمرکزی هست که امروز ندارمش. :-؟ نمیدونم

ولی نفهمیدم. اصلا نمیدونم داره چیکار میکنه... همینجوری از راه اومد شروع کرد به انتگرال گرفتن :-؟ چرا خب؟ شاید کتاب رو بخونم بفهمم... شاید.


آپدیت : دوباره دیدم و فهمیدمش :) اصلا مگه میشه نشه؟

Toktam Rashidi
۳۱ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۱

ده

 But I'm  a creep,  I'm  a weirdo

? What  the hell am I  doing here

Toktam Rashidi
۳۰ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۴۰

نه

هم سحر خیز باشی مثل خروس!

هم شب تمرکزت زیاد باشه :) 

میدونی یعنی چی؟

الان تازه میخوام پاشم چایی درست کنم :))


من وقتی از کتابام دورم به رفتارم فکر میکنم. به کارایی کردم. بعد همیشه نتیجه ش یک چیزه : من ضایع ترین آدم دنیام. اصلا نمیدونم چجوری رفتار کنم. مخصوصا با آدمایی که برام مهمن.

هرچی بیشتر به این موضوع فکر میکنم بیشتر به حماقت خودم پی میبرم.


تقریبا توو هیچ کانالی نیستم. قبلا یکی دو تا اخبار بود، از اونا هم اومدم بیرون. اخبار چرا؟ چرا اعصابم خورد بشه و نتونم درس بخونم. :| بلاگ قبلیم و صفحه ی فیس بوکم رو هم به همین دلیل حذف کرده بودم. بعد دیدم بلاگ فرق میکنه.(الان هم همین طور که میبینین اینقدر ننوشتم که هر روز دوست دارم پست بذارم.) ولی موقع انتخابات با بلاگ هم درگیر شده بودم، دیگه نباید درگیر بشم، با هیچ چیز، درباره ی هیچ چیز و هیچ کس. حیف نیست؟


دیروز داشتم فکر میکردم... قبلا من وقتی یه چیزی رو شروع میکردم چی میشد که خوب میشدم توش؟ فکر میکردم از همه عقبم(به طور ذاتی، اصلا نمیدونم چرا) بعد کلی تلاش میکردم. بعد یه روز صبح از خواب پا میشدم میدیدم جلو ام خیلی هم زیاد. بعدش یه اتفاقایی افتاد که خوب نبود البته. ولی الان تموم شده. بعد حال خودم رو مقایسه کردم با اون گذشته ی خوبِ بسیار دور، دیدم شبیه اون اولاشم... دارم تلاش میکنم :) و چقدر خویه که بعد از دو سال تقریبا تمام اثراتش، و خاطراتش، پاک شدن. نیستن! دیگه یادم نمیاد. بیاد هم ناراحتم نمیکنه. مگه اینکه چییییی بشه :)


+نه تنها ضایع ام. بی لیاقت هم هستم. :)


Toktam Rashidi
۲۹ مرداد ۹۶ ، ۰۵:۳۱

هشت

برای خودم جالبه

اینکه اینقدر با طرز فکر عمومی آشنام که حتی میدونم فلانی در فلان برخورد قراره چه سوالی ازم بپرسه.  و واقعا همون سوالو میپرسه. 

  

هنوز نتونستم بخوابم. 

Toktam Rashidi
۲۸ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۲

هفت

این نقاشی. یه روز که تمرکز نداشتم کشیدمش. خوب هم نشده، فقط صورتش خوب شده.


یه پسر خاله دارم، 6 سالشه. اینو دید گفت "تکتم، برای من هم یه اسب خوشگل بکش این جوری بزرگ" گفتم "خیلی سخته... زیاده... شاید دو روز طول بکشه". گفت "اشکال نداره دو روزم طول بکشه من صبر میکنم!"  :)) مونده بودم چی بگم بهش.

الان داره میاد خونمون :)

Toktam Rashidi
۲۷ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۵۱

شش

خب این اولین بلاگی هستش که من توش عدد شش دارم :)


عقیده داشت همه باید فیلم سربریدن آقای حججی رو ببینند تا بفهمند و بدونند توو دنیا چه خبره.

عقیده دارم با این کار فقط یک گام در راستای ترویج خشونت برداشته میشه. مخصوصا این که بچه ها و افرادی که شاید خودشون هم ندونن که تعادل روانی ندارن ممکنه فیلم رو به همین بهونه ی "افزایش اطلاعات" ببینن.

البته بچه های ما از همون اول سر بریدن گوسفند ها رو دیدن و ... خونه از پای بست ویرانه...

عقیده دارم برای اینکه بفهمی توو دنیا چه خبره نباید فیلم سربریده شدن ببینی، نهایتش اینه که خبرش رو بخونی. اگر بنا به دونستن بیرونِ قضایا هستش که همین که بدونی سرش رو بریدن کفایت میکنه. اگر هم بنا به فهمیدن واقعیه...باید تاریخ بخونی تا بفهمی. باید تاریخ بخونی دخترم!


+مرُدم از سردرد.

Toktam Rashidi
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۵۹

پنج : بعضی ها

بعضیا وقتی مشکلی دارن و ناراحتن نمیگن هیچی. میگن خوبن.

بعضیا میگن خوب نیستن و بعدش هیچی.

بعضیا میگن خوب نیستن، ولی میشه باهاشون صحبت کرد. اون دوتای اول اعتماد نمیکنن یا چی، چیزی نمیگن. این سومی میگه حالش خوب نیست و توضیح هم میده، دقیق نمیگه چون خجالت میکشه. ولی معمولا واضحه چرا خوب نیست. اینجوری نیست که نخواد بگه، خجالت میکشه.

بعضیا میگن خوب نیستن، دلیلش رو هم میگن هر چی باشه. بعد ولی اگر موضوع چیزی باشه که بشه کمک کرد بهش، یا مثلا آرومش کرد، این افراد کمک رو می پذیرن.

بعضیا میگن خوب نیستن و میگن چرا خوب نیستن،میشه هم کمکشون کرد. ولی کمک رو نمیپذیرن. بعضی وقتا فکر میکنم دوست دارن حالشون بد باشه. واقعا نمیشه برای این آدما کاری کرد.

بعضیا هم میگن خوب نیستن و میگن چرا خوب نیستن. نمیشه کمکشون کرد، ولی میشه به حرفشون گوش داد. شاید آروم بشن.

Toktam Rashidi
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۵

چهار

استاد مشفق میفرمان : باید حل بکنید، نباید نگاه بکنید :))

Toktam Rashidi
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۷

سه : کنترل فریک

Control Freak
آدمی است زیاده خواه به قول خودش در عشق یا هر چیز دیگری که اسمش را بگذارید، غیرتی و به شدت غیر قابل اعتماد! توصیه ی اکید است که با این افراد وارد رابطه نشوید! کمترین کاری که میکند این است که شما را دقیقا از انجام کارهایی که خودش انجام میدهد منع میکند. حتی شک میکند، و بی اعتماد است و همیشه فکر میکند شما مثل خودش در حال خیانت هستید! به هیچ کس، حتی مادرتان، هم رحم نمیکند.(شدیدا عذر میخواهم، ولی واقعیت همین است)
میخواهد مال او باشید."مال او" : مثل دارایی شخصی اش. مثل چیزی که برای به دست آوردنش زحمت کشیده. اما شرط میبندم برای به دست آوردن شما هیچ تلاشی نکرده باشد.
 به "اعتماد" هیچ اعتقادی ندارد ولی "انتظار" دارد به او اعتماد داشته باشید. مواظب باشید! او کلا خیلی زیاد انتظار دارد! :)
این توانایی را دارد که به خاطر حرف کوچکی که شما گفته اید یا نگفته اید بحث کند و سرتان را درد آورد. فرقی هم ندارد حرفتان را بگویید یا نگویید او در هر دو حالت بحث خواهد کرد. و معمولا هم دستش را پیش میگذارد که پس نیفتد. شما را به خاطر اشتباه خودش محکوم میکند...
کنترل فریک باید همیشه گیر یکی مثل خودش بیافتد. البته او خیلی مغرور است و فکر میکند بهتر از او در کائنات وجود ندارد.فکر میکند کلا اشتباه نمیکتد. توانایی خیلی بالایی هم در توضیح اشتباهاتش دارد. همیشه، مثلا به خیال خودش، اثبات میکند که اشتباه نکرده. و همیشه هم در اثبات هایش جوب میزند. رایج ترین جوبش این است که اشتباهش را با اشتباه بزرگ تر دیگران توجیه کند. (یعنی فکر میکند حتی از الکترون هم بهتر است. الکترونِ به آن باشعوری) ولی باز هم، شایستگی اش همین است : یکی مثل خودش.
یک فرضیه هست که کنترل فریک خودش نمیداند دارد چکار میکند. که البته کنترل فریک ها همیشه نقضش میکنند.
اگر یک کنترل فریک از شما دلگیر شد، بگذارید دلگیر بماند! اصلا هم امکان ندارد که برود و برنگردد.
کنترل فریک کلا به هیچ چیزی غیر از خودش اعتقاد ندارد. یعنی همه در دنیا اشتباه میکنند غیر از خودش. فقط مانده ادعا کند خداست! اصلا توجه نکنید. اشتباهاتش را خیلی جدی به رویش بیاورید تا داستان نشود! به توجیهاتش هم گوش ندهید، حیف است وقتتان!
تکرار میکنم، اگر ناراحت شد بگذارید ناراحت بماند. اگر هم عصبانی شد بگویید حق ندارد عصبانی باشد. شاید کمی حساب کار دستش بیاید. :)
او به انتخاب شخصی، سلیقه، گرایش و .. اصلا اهمیت نمیدهد! دیده شده گی ها را به خاطر دخترانه بودن مسخره میکند :| درست بشو هم نیست. البته هر وقت در مجامع عمومی تر قرار بگیرد ژست روشن فکری میگیرد.(اگر پسر باشد، دختران به شدت ازو خوششان می آید) البته دخترش را هم داریم. ورژن دخترش خیلی جالب تر است حتی: برای پدرش هم غیرتی میشود! یا مثلا انتظار دارد دوست پسرش دست شویی میرود بیاید بگوید چکار میکرده دقیقا.

خیلی ویژگی های جالب دیگری هم دارد که شاید در حوصله ی این جمع نگنجد.
ولی این هایی که گفتم یک سری ویژگی بارزش هستند که خیلی خوب است همه بدانند و به کنترل فریک ها رو ندهند. چون کنترل فریک خیلی راحت به شما  آسیب میرساند و بعد هم کار خودش را خیلی راحت تر توجیه میکند(البته به موقعیت و چیزی که از شما میخواهد هم بستگی دارد!)
دوستان گرامی من، اگر فکر میکنید این ها را برای شما نوشتم اشتباه میکنید. چون من اصولا اشتباهاتم را تکرار نمیکنم و با کنترل فریک دوست نمیشوم :) اگر ویژگی مشترکی دارید با کنترل فریک، ولی، خب همه ی شخصیت ها یک هم پوشانی هایی با هم دارند.

من باز رفتم بالای منبر.
خلاصه اینکه : بیایید کنترل فریک نباشیم :)
Toktam Rashidi
۲۳ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۵۷

دو

تازه روزم شروع شده احساس میکنم.

داییم و همسرش صبح امروز رفتن حج. کلی آدم دیدم که داشتن میرفتن حج. یکمی خاطرات مکه رفتن خودم یادم اومد. بعد بیشتر به این فکر کردم که اعتقاد و مهم تر از اون تعصب یعنی چی. بعد امروزم چند تا خبر خوندم کلا از همه چی ناامید شدم. چیکار میشه کرد ولی.
فضا هم خیلی معنوی بود دیشب :دی معنوی و "سنگین". ارزونایی که همه گریه میکنن.

ملت خیلی بیکارن. همینجوری بیکار، مصرف گرا... بعضی وقتا از اجتماع دورم یادم میره چقدر بیکارن. حالا منی که کل امروز رو خوابیدم بهتره از بیکاری مردم حرف نزنم :) ولی خب الان میرم درس میخونم دیگه.

اینم بگم  :))
دوستمون تصادف کرده بود یه شبی. بعد نمیدونم چطور ولی یکی از پسرای کلاسشون فهمیده، فرداش ازش پرسیده "خوبین خانومِ رشیدی؟"(اصلا فرض کنین خودمو دارم میگم!) بعد اینقدر ذوق کرده بود یک ساعت داشت همین "خوبین" رو توصیف میکرد. من با عشق زندگیم اگه یه هفته زندگی کنم این همه ماجرا برای تعریف کردن ندارم به خدا.(بحثِ حرفای تعریف کردنی و تعریف نکردنی نیست، مسئله اون ذوق کردنس)
بعد باعث شد به مینیمم هام فکر کنم. مینیمم هایی که احتمالا الان به خاطرشون فکر میکنی معمولی هستی.(البته اگر فکر نکنی من دختر بدی هستم!) و من با تو طبق مینیمم هام هم رفتار نکردم. کلا هرچی بخوام بیشتر با کسی حرف بزنم و هرچی اون آدم خاص تر باشه برام بیشتر خودم رو کنار میکشم. نمیدونم چه مَرَضیه :|
همین مینیمم ها باعث میشن خیلی ها... خیلی دخترها مخصوصا فکر کنن من دختر بدی هستم. و باعث شده خیلی پسر ها فکر کنن میتونن باهام راحت باشن. که من با اینم مشکلی ندارم ولی بعضی وقتا خیلی تعجب میکنم. خیلی!
شاید مینیمم هام رو باید بیارم یکم بالاتر، نمیدونم. ولی همش میپرسم "چرا خودم نباشم؟" چرا اصلا توجه کنم به اونایی که فکر میکنن من بدم؟ همون بسته های پاک و خوب و زن زندگی و فلان... که ادعاشونم میشه! تجربه ثابت کرده شناگر های بسیار خوبی هستن اگر آب در اختیار داشته باشن. :) من ولی با این همه آب دارم غرق میشم.

بعد اینم بگم برم :))
خواهرم میگه آقای م.ح.ر.ش که شونزده سالش بیشتر نیست استوری گذاشته "دختری که با موی کوتاه هم دلبری کنه زن زندگیه" :))))
اومدم بگم منم زن زندگی ام، یادم اومد من که دلبری نکردم :دی

------------------------------

پس نوشت :
بعدا به شریعت زاده ی عزیز فکر کردم. و سوالی که ازم پرسید. "اگر الان بتونی بری مکه، میری؟" و "نه" ای که من گفتم. اون روزی که فهمیدم شریعت زاده هم از اول اینجوری نبوده و اینا همش حاصل رشدِ شخصیتی ای هست که داشته. همون روز یه چیز دیگه هم گفت به دانش آموزاش. گفت "این دخترم رو ببینین. چقدر ساده، چقدر خوب: اصلا شبیه دخترای امروزی نیست" اینا رو نمیگم که از خودم تعریف کنم. ولی دوست دارم این حرف رو. اون عقاید من رو میدونه و میدونه مثلا آرایش نکردنم به خاطر اعتقاد مذهبی نیست. ولی بازم نمیکنم. میدونه دوست پسر نداشتنم به خاطر اعتقاد مذهبی نیست ولی بازم ندارم. اینکه 2000 سال قبل از میلاد مسیح به دنیا اومده باشه و اینا رو بگه بهم خیلی خوبه، خیلی هم عجیبه.
به هر حال به "بد بودن" فقط به خاطر اینکه نمیتونم دروغ بگم و دو روو باشم دارم عادت میکنم.

+آرایش و دوست پسر هم دو مقوله ی متفاوت هستن. شاید بعدا توضیح بدم. الان بهتره از منبر بیام پایین و برم درس بخونم.

------------------------------
بعد از پس نوشت :
الان خواهرم اومد گفت "روز مارمولک مبارک، مارمولک من". من خیلی مارمولک ها رو دوست دارم. :) ولی نمیدونم وجه تشابه من و مارمولک چیه.


Toktam Rashidi