دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

درباره بلاگ

یه دختری که ...

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
۰۱ آبان ۹۷ ، ۲۱:۳۶

آفاق را سوزم به آهی

کابوسم را خودم تمام کردم. برای ساعتی ارام بودم، بی دغدغه، بی استرس. ولی این آدم هرجایی دست برنمیدارد. آخر میدانی، نمیدانم از چی میترسی؟ یعنی اگر زندگی ات را از دست بدهی حقت است، خودت هم باید بدانی.

بعد بیایی و چرت و پرت بگویی برای من از خدای خودت. و من نگویم که هم از تو و هم از خدایت متنفرم. یک جوری هستی انگار فکر میکنی خدای خیلی خیلی فاکینگ مهربانت اگر تو را ببخشد دیگر همه چیز تمام است. یک ماه زندگی بر من حرام شده، خواب بر من حرام شده، درس بر من حرام شده، آن وقت مگر شهر هرت است که خدای چرت و پرت تو بیاید و ببخشد؟ اصلا مگر دست اوست که ببخشد؟

ولی عوضش من خدایی دارم که انقدر به بندگانش اهمیت میدهد که از حقشان نگذرد. 


یک ماه من به سرزمین نفرین شده ی گا رفتم، که الان جنابعالی بیایی ادای تنگ ها را در بیاوری و بگویی ناراحتی. ناراحتی؟! وااای! چقدر تاثیر گذار. ناراحتی،آخر ناراحتی حقت نیست. خیلی بیشتر از این ها حق داری اذیت شوی و‌ بترسی عزیزم.


بعد میگویی حالت روحی خوبی نداشتی؟ من ابن بک ماه هزار برابر تو بد بودم و بی شرمی نکردم. هیچ کاری نکردم ، فقط غصه خوردم و از خواب پریدم و سردرد شدم و حواسم پرت بود حال روحی خوبی داشتم لابد. من حتی با آدم هایی که خیلی خیلی برایشان خوشحالی و ناراحتی ام مهم است درددل نکردم. هی تلقین کردم که خوبم و سر کلاس هی حواسم پرت شد هیچی نفهمیدم.


به من حق میدهی؟ گه میخوری. ناراحتی؟ گه میخوری. پشیمانی؟ باز هم گه میخوری. و شیرینی این حرف های این است که واقعا توهین نمیکنم و‌ واقعا همه ی این ها را هستی.

.......


حالا کابوسم تمام شده، تو برو اصلا بنشین ۳ ساعت گریه کن. مثل سگ ترسیده ای، حق هم داری. بماند که سگ خیلی به تو شرف دارد.

 بعد تو بیایی از من بخواهی ببخشم؟ برو بمیر! بگویی ناراحتی؟ به درک که ناراحتی! من اعتقاد دارم اشتباه را یک بار میکنند، نه سه بار و با توجیه کردن همه چیز فقط بدتر میشود. 

تو سر تا پایت را با دروغ سرشته اند، نافت را با دروغ بریده اند، خدایت هم دروغ است. پیش من از بخشش خدا چرا حرف میزنی؟ چرا میگویی هر کسی فقط خودش است و خدای خودش. تو خیانت کرده ای، دروغ گفته ای. بشینم حساب کنم بگویم چند درصد آن روز کذایی تقصیر تو بود؟ تو خیانت کرده ای. من هم ببخشم، باز هست کسی که از من مهمتر است و نخواهد بخشید. پس ببین فقط خدا نیست.

 بعد میگویی با خودت و آن خدای دروغیت عهد کرده ای!  با فرض این که من هیچی از هرجایی بودنت نمیدانم. گفتم، آدم اشتباه را یک بار میکند و تو البته ادم نیستی ‌.

تو مرا درک نمیکنی، چون من دروغ نمیگویم.


میگفت بزرگوار باش و ببخش. بچه شان را میکشند قاتل را میبخشند. باشد من بخشیدم، مشروط بخشیدم، با شرطی که خیلی بعید میدانم هیچ وقت براورده شود. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۱
Toktam Rashidi

نظرات  (۱)

‫‪i guess now you know..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی