دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

درباره بلاگ

یه دختری که ...

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
۳۰ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۴۵

دویست و هفتاد و پنج : رطب

یک. امتحان زبان تخصصی ای دادیم که :((( ای خداااااااا  میگفت یه ربع هم کافیه. من خودم به شخصه یک ساعت داشتم مینوشتم. و اون قسمت ترجمه رو آخه... :)))) من ترجمه نمیتونم بکنم.


دو. اوکی بذارید من تکلیف خودمو با شما مشخص کنم. آقا شما هر غلطی که دوست دارید بکنید... فقط بعدا درباره ی خوب و بد و منطقی و غیرمنطقی و حق و غیر حق و فلان و بهمان نظر ندید!!! تو رو خدا!


سه. بعد امتحان رفتم دست شویی و توو آینه خودمو دیدم و خیلی وحشت کردم اصلا!


چهار. یه امتحان دیگه هم دارم امروز. بعد از اون مکانیک و ترمودینامیک رو کجای دلم بذارم؟ :( ای خدا. خیلی خستم.


پنج. رطب خورده منع رطب نمیکند.


شش. سریعا باید این مکانو ترک کنم... خیلی دیگه دارم عصبی میشم. بعد ما میایم ساکت میشینیم همین جا... فوقش دو کلمه حرف بزنیم، درست نیست مثل اینکه.


+اینم از همون پستاییه که سر و ته کلافش معلوم نیست.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۳۰
Toktam Rashidi

نظرات  (۴)

رطب خورده منع رطب نمیکند...

پاسخ:
بله بله
توو لوپ افتادیم مثل اینکه.
اسم پست رو دیدم یاد آهنگ استاد شمائی‌زاده افتادم

ذکر میکنم که
"امشب شب رقص و ساز و آوازه
مرغ دل من در اوج پروازه
با بندری‌های ساحل کارون
با هم‌نفسی که اهل اهوازه
امشب دل من حوس رطب کرده
عاشق شده از عشق تو تب کرده"

همانا صدای گرم و حقیقتا نرم استاد از هراز رطب شیرین‌تر است
پاسخ:
  هوس :))
حالا بازم وقتی حوصله نداری درس نخون به درس فکر هم نکن، آفرین تکتم آفرین :))
پاسخ:
اره خب :))
تازه اون بین دو تا امتحان بود.
لوپ رو میتونید با رطب نخوردن یا با منع نکردن بقیه بشکنید
پاسخ:
شما میتونید با نظر ندادن پیش قدم بشید!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی