دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۴۷

272 : آبرویِ رویِ آب

مقدمه که ندارم مثل همیشه.
پس خیلی بی مقدمه، یکی از مسائلی که خیلی همیشه منو آزار میده مسئله آبرو هستش. حالا آبروی فرد رو کاری ندارم. ولی میخوام یکمی درباره ی آبروی وطن صحبت کنم.

یه جمله هایی هستن که همه شنیده یا دیدیم. مثلا "گلشیفته ی فلان فلان شده آّبروی ایران رو برد". یا حالا گلشیفته نه اصلا، صدف. یا مثلا تیم ملی میرن آبرو میخرن. دیگه عرضم به حضورتون... این همه دانشجو های ایرانی هم که رفتن خارج دارن آبرو میخرن لابد دیگه. بعد اون آبرویی که اینا میخرن با صدف طاهریان بر باد میره :)))

ازونجایی که بعضی از مخاطبای بلاگ خیلی آدمای باهوشی هستن و ممکنه فکر کنن اون پاراگراف بالا موافق عقاید من هستش، باید بگم که درسته شما باهوشین، ولی این دفعه رو اشتباه کردین. این پست دقیقا در نقد این نوع طرز تفکره.

میگم من قرار بود مقدمه نداشته باشم مثلا...
بریم سر اصل مطلب... خب آبرو چی هست اصلا؟ آیا چیزیه جز زندگی کردن بر اساس فکر و عقیده ی جمعی که به اجبار عقیده ی ما هم شده؟! اینو خصوصی میگم، توو زندگی های خودتون نگاه کنین: از چه چیزایی به عنوان "آبرو بر" یاد میکنین؟ آیا به نظرتون آبرو خیلی به عرف جامعه ربط نداره؟ خب به نظر من داره. 
حالا گسترده تر در حوضه ی بین الملل مثلا... نهایتا میتونم بگم آبرو چیزیه مثل مثلا مقبولیت جهانی. (عجب ترکیبی درست کردم)
مقبولیت. خب آقا بیاین منطقی باشیم :) الان خیلی خیلی از مردم دنیا فرق ایران و عراق و اسلام* رو نمیدونن. من نه شوخی میکنم نه اغراق. واقعا همینه و آدم های naive همه جای دنیا هستن، ایران و خارج از ایران نداره. تازه توو ایران "همه تحصیلات دارند و زن ها از مرد ها بهتر هستند و جولیان آسانژ رو هم بلد هستن**" و وضعیت بهتره :) آقا خیلی از مردم دنیا اصلا نمیدونن ما وجود داریم، یه سریا میدونن و فکر میکنن هنوز با شتر رفت و آمد میکنیم و نمیدونیم خمیردندون چیه، یه سریام فکر میکنن ما همه یه مشت تروریستیم که جمع شدیم توو خاور میانه داریم همو میکشیم(تازه کشتن تعبیر خوبشه). یه عده ی خیلی کمی هم هستن، که تازه اونم به لطف اینترنت و دوستان خارج از کشور اینجوری فکر نمیکنن.*** خب پس، خیلی صریح و بی پرده عرض میکنم "آّبروی عنه؟!" آبرو رو پیش کی حفظ کنیم؟! اصلابا فرض وجود داشتن چیزی به اسم "آبرو"؛ ما با این وضع ارز، و با این تفکری که مردم دنیا نسبت بهمون دارن مگه میتونیم آبرو داشته باشیم اصلا؟ مگه آّبرو تعریف میشه؟ مگه آّبرو یه چیزی مثل مقبولیت نبود؟!!

بعد یه سریا میان میگن شاهزاده ی پهلوی بیاد آّبروی ایران رو میخره، ما به نور نیاز داریم****. :)) و اینجاست که من از لبخند میگذرم و اینقدر میخندم که غش کنم. آّبروی یه مملکت رو مگه سرانش به دست میارن فقط؟ آقا فرضا اصلا ما مقبولیت سیاسی و اقتصادی پیدا کردیم توو جهان، با مرد هایی که عقده هاشون رو توو تایلند و زنانی که عقده هاشونو توو ترکیه باز میکنن میخوایم چیکار کنیم؟! اینا آّبرو بر نیستن، و صدف طاهریان آّبرو برده؟ تجاوز آّبرو بر نیست... ولی مدلینگ هست؟ من دیگه نمیدونم واقعا :)
تازه بنده اینارو برای قشر متوسط گفتم. مثلا گفتم هلند، نگفتم آمستردام. کمااینکه برید از همون آمستردامی ها هم بپرسید مشتری های ایرانیشون چند درصد کل مشتری هارو تشکیل میدن، متوجه میشید من چی میگم.(اینجا هم مستنده حرفم.)

مساله ی مهم تر اینکه مگه خارجیا بیکارن بشینن بررسی کنن. آقا این ایرانیا... مثلا یه صدف دارن، یه گلشیفته. ازون طرف یه مریم فقید***** هم دارند. بعد بسکتبالشونم خوبه. ارزشون ولی بی ارزشه. خب حالا... آبرو دارن یا نه؟ اصلا بیاید فکر کنیم ببینیم آّبرو برای کسی خارج از خاورمیانه تعریف میشه؟

خلاصه اینکه... عزیزانِ جانم، اگر نگران آبرویی هستید که اصلا وجود خارجی نداره، از خودتون شروع کنید و اینقدر صدف طاهریان بدبخت رو هم نزنین. (صدف فامیل ما نیست، منم اینجا فقط ازش استفاده کردم برای مثال.) خیلی اگر نگرانید، توو سفر هایی که میرید کاری کنید که مردم ذهنیت خوبی نسبت به شما داشته باشن.

روی آب که چه عرض کنم، روی هوا..

*Iran,Iraq,Islam
اینا شبیه هم نوشته میشن. و همونقدر که ما ایرانیا فرق اوگاندا، تانزانیا و گواتمالا رو میدونیم، غربیا هم فرق این سه تا رو میدونن. واضحه یا بیشتر بگم؟
شاید بگید اینا یکیش دینه دوتاش کشور. منم میدونم. ولی اینو واقعا... مورد داشتیم طرف نمیدونست.

**اشاره دارم به قسمت چهارم رادیو چهرازی.

***اینایی که گفتم همه رو بدون استثنا دیدم مثلا توو فضای مجازی و بین دوستان و به هیچ وجه جنبه ی اغراق نداره.
فضای مجازی هم که میگم، الان رو نمیگم، اینستاگرام هم منظورم نیست.(اینو گفتم که همینجوری در جریان باشید مثلا.)

****نور؟! بابا ما خودمون خورشید داریم اینجا وسط کویر. نور بیشتر از این میخوایم چیکار؟ نور بره آشپزی یاد بگیره بعدا به دردش میخوره به نظرم.

*****آره یه مریم فقید دارن که دخترش شناسنامه ی ایرانی نمیتونه داشته باشه. آّبروشونم داره سرریز میشه در ضمن.
بی ربط به موضوع. یه ریاضی دانی(یادم نمیاد کی) گفته یه آدم حتی اگر واقعا ریاضیدان باشه ،  بعد از 40 سالگی دیگه نیست. مریم هم فکر کنم توو چهل سالگی فوت کرد.
اول دبیرستان رو یادم میاد که چه اسطوره ای بود برای من. ایمیل زدم بهش حتی. :)
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۲۴
Toktam Rashidi

نظرات  (۱)

عیدتون هم مبارک، 
بعدم این خواننده باهوش رو به من نشانش بده ببینم؟! :)
مریم میرزاخانی که هیچ چی، حیف شد، من عاشق کتاب نظریه اعدادش بودم شش یا هفت فصل اولش رو کامل خوندم و مسائلش رو حل کردم، شوربختانه اون موقع ایمیل و اینا نداشتیم 

به هر حال آره، ارزش هر کس به ارزشه :))
پاسخ:
عید شما هم :)

:))))))

منم خوندم فصلای اول اون کتابو...


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی