دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۵۵

دویست و پنجاه و شش

کاش وقتی کسی رو دوست داری

اون بفهمه

و همونقدر دوستت داشته باشه

و اگر نداره، اینو بگه و بره پی کارش.

یه وقتایی هست که تو خوبی و خودت میدونی چقدر

و خیلی ها هم میگن چقدر خوبی

کلی تعریف، کلی کامپلیمنت

 بعد تو از هیچ کدوم ازینا خوشت نمیاد و دوست داری اگه قراره این حرفا زده بشن ، یه نفر بگه فقط.


تو کی اینقدر شکستی تکتم؟ کی اینقدر ناراحت شدی؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۱۹
Toktam Rashidi

نظرات  (۷)

اهووم!! 

دلتون شاد!!
پاسخ:
ممنون
آخی . ولی از من که یه ذره ازت بزرگترم بشنو . 

اپلای کن برو آمریکا . توی ایران عاشق بشی به خودت میای و میبینی الکی الکی ازدواج کردی و دو تا بچه زیر بغلته و مهاجرت سخت میشه و همین احمق ها بهت حکومت میکنن . جای تو و امثال تو توی حکومت احمق ها نیست . 


تا وقتی نور به کشور نیاد و تاریکی از بین نره این جا جای زندگی و عاشق شدن و حتی مردن نیست . 

به امید نور . 

+ از یکشنبه دیگه از اون ور کامنت میذارم .  اگه وقت کنم . 
پاسخ:
الان که فکر میکنم همون اشپزخونه رو هم نمیتونه اداره کنه.

حالا اینا غیر از ادعا چیکار کردن که تو اینقدر سنگشون رو به سینه میزنی ؟ کلا فقط میخوان از آب گل آلود ماهی بگیرن و این موضوع خیلی واضحه، خیلی!
وصیتمم هم به شما جوانان این است که به نور فکر کنید . چون باهوشی دیگه ادامه نمیدم :دی 

آهان . وبلاگتم نبند بچه جان
پاسخ:
وصیتم به شما این است که نور بیشتر از یک آشپزخانه را نمیتواند اداره کند!
خب خوبه که فهمیدی چی میگم و بده که با من موافق نیستی . 

به هر حال همونطور که میدونم علاقه ای به بحث در این موارد نداری . حداقل توی وبلاگت . 

عجیبه که با این که توی مقدساتم با تو تفاهم ندارم ولی اینجا رو میخونم . 

البته یه بار قاطی کردم اگه یادت باشه . 

به هر حال نمیدونم چی بگم . من توی همه ی موارد به نظر مخالفم احترام میذارم به جز این مورد خاص . 

نمیددونم حق با کیه . بعدا معلوم میشه به هر حال ولی فعلا نمیتونم نظر تو رو بپذیرم :دی
دیدی که همه چی انقدر که فکر میکنی واضح نیست ؟ 
پاسخ:
من عذر میخوام 
ولی الان حقیقا فقط چرت و پرت خوندم.
ایشون و باباش هنوز هم تنها کاری که میتونن درست انجام بدن آشپزیه. ازادی خیلی کلمه ی بزرگیه و نباید از دهان هر کسی قی بشه :/

میتونم استدلال کنم که چرا اینایی که تو نوشتی چرت هستن حتی.

بیخیال . گفتم که نه نظر من عوض میشه و نظر تو . 

و تازه نظر من یه بعد شخصی هم داره که یه حس قلبیه و حالا بماند چرا این حس رو دارم که خب برای تو قابل درک نیست . 

همونطور که عده ای عاشق رهبر هستن و هیچ دلیلی ندارم منم هیچ دلیلی لازم ندارم هر چند دلایلم رو گفتم ولی بالاترین دلیل برای من همون عشقه . یه حس عشق و وفاداری که قابل توصیف نیست 

گر سرم بر سر سوداش رود نیست عجب ...

تو ممکنه عاشق رهبرت یا هر شخصی باشه ولی مطمئن باش اونا خیلی بیشتر قابل نقد هستن . 

مثلا الان آزادی داریم ؟ پس این همه زندانی سیاسی چیه ؟ چرا تلگرام فیلتره ؟ چرا ماهواره ها رو میخوان جمع کنن ؟ چرا گشت داریم ؟ و ...

من یقین دارم آزادی اون موقع بیشتر بوده . 

بیا دعا کنیم تو رهبرت یا هر کی که دوست داری رو از نزدیک ببینی و منم کسی که دوست دارم از نزدیک ببینم . 

نظر هر کی هم برای خودش . چون واقعا ارزش بحث نداره یعنی نظر من یا تو مهم نیست که بخوایم تغییرش بدیم یعنی نظر من و تو تغییری در واقعیت ایجاد نمیکنه . من از دوران دبیرستان یه پرچم دارم تو اتاقم و تو هم احتمالا یکی دیگه . 

من با هم نظر های خودم اونطرف رفت و آمد میکنم و تو هم با دوستان خودت . 

بیخیال . 
پاسخ:
تو فرض هایی درباره ی من میکنی که به هیچ وجه درست نیستن.
من اعتقاد دارم قدرت بده ، شما همش میگی من فلانم تو بهمانم. من از هیچ کس حمایت نمیکنم. 
بعد خودتم میگی دلیل منطقی ای برای دوست داشتن نور و پدرش نداری! تو هیچ فرقی با دوستان ارزشی نداری اگه دقت کنی!!!

ضمنا از اونجایی که اونجا برعکس اینجا امتحان هاش سخته و مفتی نمره نمیدن احتمالا وقت نکنم بیام اینجا یعنی صادقانه اش اینه که دیگه دوست ندارم یعنی وقتم رو باید صرف چیز هایی بکنم که دوست دارم . 

خدانگهدار . 
پاسخ:
خوشحال میشم کمتر چرت و پرت بخونم :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی