دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

در باب یک مسئله ای که خیلی روو اعصاب بنده بوده و هست. و فکر کردم حداقل اگر اینجا گفته باشم، نگفته از دنیا نخواهم رفت.


به نظر من از نظر نوع اعتقاد به دین انسان هارو به سه دسته ی خیلی کلی میشه تقسیم کرد. (البته! میشه این دید رو خیلی کلی تر کرد و این سه دسته رو کردش دو دسته، که در حوصله ی این بحث نمیگنجه...)

دسته ی اول. آدم هایی که به دین اعتقاد راسخ قلبی دارن. این آدم ها اعتقادشون براشون کافیه و هیچ دلیل و برهانی برای پذیرفتن دین لازم ندارن. شاید قبلا داشتن ها، ولی بعدا که به دین گرویدن اینقدر ایمانشون قوی شده که دیگه اصلا دنبال دلیل نمیگردن.


دسته ی دوم. آدم هایی که توهم نیاز به دین دارن. این آدم ها فکر میکنن باید یه چیزی باشه. :)) بعد مسئله ی من اینجاست که آقا یه چیزیی یا هست یا نیست. "باید باشه" دیگه چه صیغه ایه؟ اینا همونایی هستن که به هر دینی که گرایش داشته باشن دنبال دلیل میگردن. همیشه ی خدا دنبال این هستن که "دین" رو با"علم" "اثبات" کنن! و خیلی وقتا هم خوشحالن که این کارو کردن!! آمار براشون مهمه. و خیلی هاشون فکر میکنن خیلی از علم سر در میارن :) که از این هم لطف میکنیم و میگذریم. بعد مثلا اگر یه جای نامعتبر یه چیز نامعتبر تر درباره ی همین اثبات دین به وسیله ی علم بخونن، کلی ذوق میکنن و میگن "آها!! پس چیزی که قبول داریم درسته."  غافل از اینکه دین کلا یه مقوله ی اعتقادی و قلببیه و شاید کاملا درست باشه از نظر علمی، ولی نباید سعی کرد با علم اثباتش کرد.

از دانشمندان این گروه هم نگم براتون! هر نظریه ی علمی که میاد، اول کلا مخالفت میکنن. بعدش که قدرت علم معلوم شد و دیدن همین مردم گروه دوم(و حتی خودشون) دارن ایمانشون رو از دست میدن، چیکار میکنن؟ میگردن و میگردن و میگردن. یه چیزی شبیه نظریه، توو دین پیدا میکنن! و ایمانشون رو بازیابی میکنن.

حالا خیلی حرف نزنم... ولی مشکل اصلی این گروه اینه که توهم نیاز به دین دارن. همش دنبال این هستن که یه حفره ای از زندگیشون رو با دین پر کنن. غافل از اینکه دین هم مثل رابطه س! (کی تابحال همچین تشبیهی کرده بود آخه؟ :) ) یه چیز کاملا مستقل هست و قرار نیست جای چیز دیگری رو بگیره.

حتی مثلا شیطان پرست ها، یک گروهشون که واقعا شیطان رو میپرستن!!! جزو همین گروه طبقه بندی میشن. آقا میخوای نافرمانی کنی دیگه، دین رو دوست نداری دیگه، چرا همش دنبال یه خدایی میگردی که خودتو بچسبونی بهش؟ :))


 گروه سوم. آتئیست ها هستن. البته آتئیست واقعی، اینایی که ما توو ایران داریم اکثرا در گروه دوم طبقه بندی میشن :)) من میگم آتئیست یه آدمی مثل ژان پل سارتر رو منظورمه. خب اینا هم کلا دین رو قبول ندارن. صرف نظر از این که علم کامل هست یا نیست(آخه کدوم خری میتونه ادعا کنه علم کامله؟ خود خر به این حرف میخنده البته!)


خب، در نگاه کلی تر، میتونیم گروه اول و سوم رو ادغام کنیم، به عنوان انسان هایی که خودشون رو نمیچسبونن به یه چیزی(حالا هرچی) و به either علم یا دین اعتماد کردن صرفا. و همونطوری که میشه به وضوح دید : گروه دوم گروه بسیار بسیار مزخرفی هست به نظر من و افراد متعلق به این گروه شدیدا من رو عصبی میکنن، درحالی که به دو گروه دیگه احترام میذارم. من کلا به هر کسی که عصبیم نکنه احترام میذارم.

حالا مهم نیست. ولی باید میگفتم اینارو.


کلی حساس شدم. نه اینکه کلا حساس نباشم ها، حساس تر شدم.


آهان یه چیز دیگه هم بگم که نگفته از دنیا نرم.

من نمیفهمم چرا آدما وقتی میدونن به جواب خوبی نمیرسن، بازم سوال میپرسن! و باعث میشن آدم هایی حرف بزنن که تقریبا همیشه در موارد مشابه سکوتشون ارجحیت داره. واقعا نمیدونم.


خلاصه اینکه من کلا زیاد قضاوت میکنم.


و یه حلزون دیدم که ولو شده بود. اومدم برش دارم که کسی خواسته یا ناخواسته نره روش. نگفته نماند که ما "خرِ نفهم" توو خابگاه زیاد داریم. کلا البته ازین موجودات خیلی زیاد داریم. مثلا همینایی که شیر آبو باز میذارن. یا تفاله چایی رو میریزن توو سینک!  مشکل بزرگ تر اینکه که این آدما عقل کل هستن و اصلا هیچ وقت هم اشتباه نمیکنن به عقیده ی خودشون. اصلا مگه میشه آب نداشته باشیم؟! اینا همش شایئه ست! راستش من ترجیح میدادم وجود خری مثل تو شائه بود. حالا بگذریم. اومدم برش دارم که یه وقت زیر سم اسبی، خری، چیزی له تر ازونی که هست نشه. و بعد میتونم تصور کنم چقدر اون خره جیغ میزنه :))) بعد به این فکر کردم که خیلی لزجه و من کلاسم دیر شده.(بدون برداشتن حلزون 8 دقیقه دیر رسیدم) و این شد که رد شدم...

حالا خودم هم ولو شدم. و دارم به این فکر میکنم که اون مرده... زنده ... یا چی؟ البته فکر کنم قبل از اینکه من ببینمش هم یه بلای ناگواری اومده بود سرش. :(

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۱۶
Toktam Rashidi

نظرات  (۱)

من نه معتقدم خدا هست ، نه معتقدم خدا نیست . جوری زندگی میکنم که چه باشه چه نباشه برام فرقی نکنه.  کار های خوب رو سعی میکنم به خاطر خوب بودنشون انجام بدم و کار های بد هم به خاطر بد بودنشون انجام ندم . نه به خاطر بهشت و جهنم . 

در واقع مثل کسی که پرده های اتاقش کاملا ضخیمه و نمیدونه هوای بیرون چطوره . بنابراین هر طوری که باشه ، غافلگیر نمیشه . 

من الان که اصلا برام مهم نیست خدا هست یا نیست و در مورد بودن و نبودنش اعتقادی ندارم و با فکر خودم زندگی میکنم جزو کدوم سه دسته هستم ؟ 
پاسخ:
گروه سوم.
و کلا پوینت پست اینه که یک گروه دومی هست که با بقیه فرق میکنه :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی