دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

۰۶ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۴۶

صد و هفتاد و هفت

1. نمیدونم چرا اینقدر میخوابم. از وقتی اومدم مشهد خوابم. و کسانی هستن که میتونن این موضوع رو تایید کنن، اگر باور نمیکنید!

2. چقدر همه چیز عوض شده و داره عوض میشه. که احساس میکنم، حتی کمی هم فکر میکنم، که داره به چیزی دچار میشه که من ازش میترسیدم. و دوباره برمیگردیم به اصل لورا پالمر.

3. ایران بر یک دسته است : متوسط! دوستی توو گروه خابگاه داشت دهوا میکرد چرا ملت رفتن به روحانی رای دادن. :))  توو گروهی که برای فعالیت های صنفی هست...
میدونی چیه؟ من به روحانی رای دادم و پشیمون نیستم. و هزار بار اگر با علم به آینده برگردم به چند ماه پیش، باز هم به روحانی رای میدم. هیچ ادعایی هم ندارم. من نه سیاسی هستم نه اصلا میتونم باشم. :))  اینو نمیدونم چرا گفتم. به اون دوست عزیز هم گفتم اشتباهش با اشتباه بزرگ دیگران توجیه شدنی نیست. من بحث نمیکنم، ولی این رو نتونستم تحمل کنم.
این آدمایی که فکر میکنن فقط خودشون زجر میکشن... فکر میکنن مشکلات مملکت رو فقط خودشون میبینن... عکس شاهزاده ی پهلوی رو هم میذارن روو پروفایلشون! واقعا چی فکر کردن؟ عزیزم! یه اپسیلون کتاب بخون. :))
اینقدر خسته ام ازین بحث ها... و یا حتی فکرشون.

4.نمره هامون رو هم نمیزنن روو سایت. من استرس دارم. البته، این دفعه استرس مکانیک تحلیلی ندارم دیگه. :))

5. داشتیم حرف میزدیم. دیدم چقدر فکر میکنه به یه سری مسایل. بعد فکر کردم... من اگر کسی یا چیزی اینقدر ذهنم رو درگیر کنه، بلافاصله حذفش میکنم. بعدش هم میرم آب کرفس میخورم. البته احتمالا همه با من مخالفن. ولی خودم با خودم موافقم و همین مرا بس است.

6. مساله ی بعدی اینه که... کاش میتونستم این دوستان قدیمی رو قانع کنم کمی برای خودشون احترام قایل بشن و اینقدر همه ی زوایای زندگیشون رو به اشتراک نذارن. شما 19 سال "خودت رو نگه داشتی برای شوهرت!!*"  الان داری عقده هاتو باز میکنی یا چی؟ :) خلاصه اینکه، حوصله ندارم، ولی همش از خودم میپرسم آخه چرا؟!
بعضی ها اعتقاد دارن این رفتارها از احساس ناامنی و امثالش سرچشمه میگیره. نمیدونم، ولی هرچی هست، نمیتونم درک کنم.

7. چاق شدم.

* همین دوست عزیزمون معقتد بود مثلا نباید ابروهاتو برداری، یا حتی بدتر.... مثلا نباید موهای دست یا پا یا صورتت حتی رو ریموو کنی. چرا؟ چون این خیانته به شوهر آیندت. بعضیا میگن مثلا رابطه نداشته باش که به شوهر آینده ات خیانت نکنی. این دوستمون یه ورژن خیلی پیشرفته ترش بود! جالب اینکه خودش قبل از ازدواجش  بینیش رو عمل کرد، موهاشو رنگ کرد، و ابروهاش رو :))
خب، من به تناقض ایشون کاری ندارم. ولی ... هیچ وقت نمیفهمم خیانت به کسی که نیست و شاید از وجود تو حتی آگاهی هم نداره چه معنی ای میتونه داشته باشه. جالب تر اون مردایی هستن که این کار رو خیانت به خودشون تلقی میکنن. بابا، بیخیال! مثل همون دو صفحه ای که میذاریم توو خلا و هیچ چیز بینشون نیست... بعد ذرات اون صفحه ها میان ببینن آیا واقعا چیزی نیست؟! بعد باعث میشن اون دو صفحه جذب بشن به هم. میگم، چرا از بی مشکلی مشکل در بیاریم، هان؟
آقا طرف رابطه داشته، خب نوش جونش!  خیانت دیگه چه صیغه ایه.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۰۶
Toktam Rashidi

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی