دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

درباره بلاگ

یه دختری که ...

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
۰۹ دی ۹۶ ، ۱۳:۳۹

صد و چهل و هفت

اول . داشتم فکر میکردم به حرفام و نوشته هام. و دیدم بعضی جاها خیلی خیلی خیلی دو وجهی بودم. یه جوری که خودم هم اگه از بیرون به قضیه نگاه کنم یه چیز دیگه برداشت میکنم!

دوم . بازم کاش بودی.

سوم . تصمیم گرفتم خیلی چیزها رو نگم. حتی همین الان که داشتم "اول" رو می نوشتم تصمیم گرفتم کمتر حرف بزنم و کمتر بنویسم. تصمیم گرفتم کمتر از گوشیم استفاده کنم. تصمیم گرفتم... کمتر حرف بزنم. و این کمتر حرف زدن خیلی دلیل داره. دو تاش اصلی هستن.... یکی اینکه خیلی چیزا رو اصلا نمیشه گفت. دیگری هم اینکه اگر حرف بزنم اتفاقات برام تکرار میشن و حساسیت های جدیدی هم ممکنه پیدا کنم.

چهار. ظهر جلو اون همه آدم نباید میگفتم. ولی جدی، چرا من؟ البته این موضوع به "من" بودن من ربطی نداره. یعنی اون این کار هارو به خاطر این نکرده که فلان ویژگی منحصر به فرد و دوست داشتنی رو دارم. چه، من اصلا خیلی هم معمولی ام، معمولی تر از معمولی. اونم که میشناسم، اصلا آدمی نیست که از من خوشش بیاد. مسئله اینجاست که من خودم اجازه دارم یه سری اتفاق بیفته.(آره من خودم اجازه دادم و بعضا میخواستم بعضی اتفاقات بیفتن حتی) و مشکل هنوز اینجا نیست!! مشکل اینکه که اون اتفاقات در ذهن من یه سری نتیجه باید داشته باشن و در ذهن ایشون یه سری نتیجه ی دیگه. و الان هیچ کس این وسط به خواستش نمیرسه و فقط همه چی آکوارد و آکواردتر میشه.


+دقت کنین کی داره این حرفا رو میزنه. :| :| :(

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۰۹
Toktam Rashidi

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی