دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

۰۹ آذر ۹۶ ، ۰۸:۱۳

نود و هشت

این پست حاوی جانب داری است :|


گفت ایشالا شیرینی عروسیت.

گفتم ایشالا شیرینی دفاع دکترام!(بله خودم کاملا واقفم که هنوز سال دوم کارشناسی هستم! حرفم نمادین بود اینجا)

گفت خب میشه هم دکترا گرفت هم عروس شد. عین رو نگاه کن.

گفتم اون دکترا نمیگیره، و اینکه کلی با مشکلات درس میخونه و فلان و اصلا مگه مجبورم؟! :)

گفت کی باشه تو از آرایشگاه بیای بیرون؟

گفتم من ازدواج هم بکنم آرایشگاه نمیرم.

گفت چرا؟

گفتم قیافه خودم مگه چشه. حتی پتانسیل اینو دارم که موهامو کوتاه کنم که لازم نباشه درستش کنم!

گقت آهااااااان پس، هنوز وقتش نشده! همیشه به بچه هام میگفتم ایشالا عروسیتون میگفتن برو بابا. ولی وقتی وقتش شد اصلا امون ندادن!

(بنده داشتم توو دلم میگفتم اگه قرار بر فوران غرایز باشه ، هیچ وقت قرار نیست وقت عروسی من بشه!)

بعد شخص سومی وارد شد. گفت آدم باید زود ازدواج کنه.

گفتم شما خودت کی ازدواج کردی؟

گفت بیست و پنج سالگی.

گفتم رطب خورده کی منع خرما کند؟

گفت خب ما کلی مشکل داشتیم. باید درس میخوندم میرفتم سر کار. مثه تو همه چیم آماده نبوده که.

(توو دلم گفتم یعنی وقتی همه چیت آماده باشه، تو باید منفعل باشی و تن پرور بشی و به پرورش روحت فکر نکنی و چون نیاز نداری درس نخونی مثلا؟ واقعا؟ یعنی تو اگر هیچ مشکلی نداشته باشی باید فقط بخوری و بخوابی؟ میدونید چند تا از دانشمدای بزرگ دنیا اشراف زاده بودن؟ بعد میگم ما چرا پیشرفت نمیکنیم :)))) )

کلا همش گفتم ازدواج بچه بازی نیست خب. منم خودمو الکی الکی بدبخت نمیکنم. تازه بعدش هم میخواستم بگم بچه ها عروسک نیستند! گفتم بیخیال الان ناراحت میشن.


جانب داری هم از این جهت که نگفتم این دو نفر کی بودن.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۰۹
Toktam Rashidi

نظرات  (۱)

اصلا ازدواج مسخره است   مخصوصا اگر با یه ایرانی ازدواج کنی و مخصوصا تر اگه تو ایران بمونی . 
پاسخ:
مخالفم. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی