دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

۱۷ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۵۱

نوزده

یک . با دوستان از تفاوت ها گفتم. خیلی دوست دارم که این تفاوت ها مربوط به نسل ها نباشد، خیلی!
بعضی ازین اجناس مذکر گرامی بعضی وقت ها میآیند حرف میزنند. نمیدانم چرا، شاید قیافه ام شبیه شنونده های خوب است. شاید خیلی شبیه دیوارم، یا سقف. از موضوع دور نشوم؛ میآیند خیلی خیلی راحت حرف میزنند. حرف هایی که شاید مرا خیلی معذب کند ولی معمولا خجالت میکشم چیزی بگویم. خیلی وقت ها هم یک گوشم در است و آن یکی دروازه و اصلا برایم مهم نیست. بعضی ازین حرف ها در توصیف جنس مونث آنقدر وقیح و زشت و توهین آمیز است که اصلا نمیدانم چه بگویم. حتی نمیگویم احساس میکنم دارند به من توهین میکنند.
یک بدن اگر اینقدر مهم است...

دو . چرا مردم فکر میکنند شبیه اروپایی ها ، بلوند و چشم روشن و فلان ، شوند زیباست؟
 تو اصلا خودت میدانی رنگ رژ تیره، رنگ چشم تیره و موی تیره بیشتر به چهره ات میآید! تو زیبای ما بودی. ولی حالا خیلی وقت است که هم معیار های ما، هم معیار های تو از زیبایی ها عوض شده. خیلی عوض شده. و من چقدر افسوس میخورم که "این عام به ره نیومد!"
اصلا چرا عروس باید گریم داشته باشد؟ مگر قیافه ی خودش چه اشکالی دارد؟ مگر اصلا گریم زیبایش میکند؟ گیریم زیبایش هم بکند، مگر این زیبایی مال خودش است؟ یا پایدار است؟ به خدا نیست!

دو/یک . تلخ تر آن مرد هایی هستند که این کار ها را میپسندند.حالا اصلا تو بلوند دوست داری، قبول. اینکه زیبایی بلوند را ندارد! نمیشود با یک آدم ازدواج کنی، یا اصلا همیطوری باشی، برای خود آن آدم؟ به قول یار گرمابه و گلستانمان ،احسان، آدم است، مجسمه نیست که هرجور سلیقه ات میل میکند بتراشی اش!

سه . مزاحم. و ترس از مزاحم. این آدم های پر رو! این آدم هایی که فکر میکنند ما دنبال دوست پسر میگردیم! این آدم هایی که فکر میکنند خیلی خوبند.این آدم هایی که فکر میکنند همه مثل همند شاید... این آدم هایی که نمیتوانند تفاوت را بپذیرند. نمیتوانند "بی منظوری" و "روشن بودن" را قبول کنند. نمیتوانند از بیرون به قضایا نگاه کنند.
 عارفه و ترس هایی که درکشان میکنم.

چهار . خجالتی نباش. حداقل در این حد خجالتی نباش.
ولی چه فایده؟ :(

پنج . همان طوری که هر گردی گردو نیست. هر بسته ی مکعب مستطیل شکلی هم موم اپیلاسیون نیست. ممکن است جعبه ی کاندوم باشد.
اصلا خودم هم نمیدانم چطور اشتباه کردم :| از صبح دارم از خودم خجالت میکشم.
(رویش را هم بخوانی بد نیست)

شش . و تکتم برای اولین بار در عمرش کفش پاشنه بلند میپوشد!
چقدر پسرانه بوده ام تمام این سال ها. با اینکه اصلا دوست ندارم پسر باشم.
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۷
Toktam Rashidi

نظرات  (۱)

🤐موفق باشی دوست عزیز
ان شاالله خدا همه ی مارا به راه راست هدایت کنه 🤒🤒

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی