دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۲۵

هژده

خب ، مثل اینکه دوباره باید لیست کنم موضوعات رو.

یک . تشکر میکنم از دوست خوب و گرامیم احسان که منو با "کلیشه ی برعکس" آشنا کرد. و باعث شد به یه سری مسایل احمقانه فکر کنم ، هی فکر کنم، و غصه بخورم! ولی خب بازم با یک چیز احمقانه ی دیگه آشنا شدم.(توضیح در ادامه ی مطلب)

دو . اینقدر به همه چیز و همه کس شک کردم که نمیدونی(تو یک آدم نوعی هستی. مخاطب ندارم توو این اوجِ بدبختی!) کلا نمیدونم چی درسته چی نادرست. یکی نیست بیاد باهام "دعوا کنه" بگه آخه دختر، ول کن این چیزا رو بشین درستو بخون. درس نمیخونی کتاب بخون حداقل.

سه . اسباب کشیِ گرامی به سلامتی تموم شد. دیروز داشتیم مرتب میکردیم... یعنی داشتن مرتب میکردن! منم که طبق معمول توو شلوغیا نقش مادرِ بچه ها رو به عهده دارم. امیررضا رو نگه داشتم. الان موهای سفیدم رو بشمری، دو برابر شدن! (نه تعدادشون 0 نیست که دو برابرش بازم بشه صفر و یه عده هار هار هار بخندن :|)

سه / یک . نمیدونم چرا بچه ها منو دوست دارن. دوست دارم فکر کنم یه چیز کلّیه و بچه ها همه ی آدمای هم سن و سال منو دوست دارن یا یه همچین چیزی... ولی نه خب اینجوری نیست. مثلا مورد داشتیم بچه من و دو تا از دوستامو اصلا نمیشناخته، ولی فقط با من دست داده! نمیدونم :)) شاید قیافم خیلی بچه طوره؟!

سه / دو . توو خونواده معمولا یه جوری باهام رفتار میکنن انگار بچه ی کوچیکم. یعنی در رابطه با مسایل اجتماعی یا مثلا یه چیزایی که ازم انتظار میره بدونم ولی نمیدونم. خواهرم خیلی mature تره.

چهار . مونث بودن سخت است(نقطه سرِ خط)

پنج . تشکر ویژه ای هم میکنم از آشنایان و دوستان دوران راهنمایی که توو همین 10 روز باقی مونده با اینکه من باید بازم اتاقم(بهتره بگم اتاق هام) رو مرتب کنم ، داییم میخواد از مکه بیاد، مهمون و اینا داریم، خواهرم گیر داده مدلِ عکس هاش باشم و باید چند روز با اون برم بیرون، وسایلم رو باید برای تهران آماده کنم، عروسی دعوتیم و ... همشون بسیج شدن پیام بدن و قرار بذارن که بریم بیرون! من خوشحال میشم. خیلی هم خوبه. صرفا میترسم بعد از دیدن این همه آدم تووی یه دوره ی خیلی محدود، اور دوز کنم.

شش. تا میتوانید از بورژوازی دوری کنید تا به حال و روز این دوستان دچار نیایید! حالا از من گفتن بود.

شش / یک . آدم خوب تا زمانی خوبه که به خوب بودنش باور نداشته باشه! باور کن! باور کردی؟!

شش / دو . حالا به هر حال : "ایران بر یک دسته است : متوسط" *

هفت . بیایید اینقدر در کار دیگران دخالت نکنیم و خیلی خیلی که میخواهیم لطف بکنیم فقط نظرمان را بگوییم (اولش هم بگوییم به نظر من!). هم چنین اصلا فراموش نکنیم از کجا آمده ایم!! چون خیلی بد است! :))

* قسمت چهارم رادیو چهرازی

خب چون این پست هم طولانی شده و من همیشه دارم سعی میکنم پست طولانی ننویسم، یه سری توضیح برای شماره یک هست که تووی ادامه ی مطلب میشه خوند.

مثل اینکه این اخیرا مردم در مجازی با هشتگ کلیشه_برعکس به تبعیض جنسیتی اعتراض میکردن. و چون ایران بر یک دسته است : متوسط و یکی از فعالیت های عمده ی متوسط هم هشتگ زدن در مجازی است. من یکم حرف دارم...
از اونجایی که من و هم چنین یار گرمابه و گلستانمون احسان فکر میکنیم حرفایی که زده شده به قدر کافی بد و بی معنی و "خنده ی تلخ دار" هستند و من هم خدارو شکر متوسط نیستم، خود جمله هارو مینوسم. این جمله ها منبع ندارند ولی همه کمابیش شنیدیم شون.
لحنم هم ممکنه اون وسط ها هی عوض بشه، پیشتر عذرخواهم.

+ فضیلت زن در این نیست که پایش را دراز کند و برای ما مدال بیاود. فضیلت زن در تربیت فرزند است.
-اینجا چند تا سوال برای من پیش میاد :
اول اینکه، آیا مدال آوردن از فضایل مرد هم نیست؟ آیا فضیلت مرد هم این نیست که پایش را دراز کند و مدال بگیرد؟ آیا فضلیت مرد در خرج زن و بچه اش را دادن است؟ یا نه؟
دوم اینکه، چرا یک آدم را به خاطر یک چیز اکتسابی، یک چیزی که برای به دست آوردنش تلاش کرده(!!!) سرزنش کنیم و هی غریزه اش را توی سرش بکوبیم؟ گربه هم در همان حد گربه بودنش بچه هایش را تربیت میکند. ولی گربه ورزشکار هم میشود؟ گربه هنر مند میشود؟ گربه دانشمند میشود؟ نمیشود به خدا!
سوم اینکه، خانم ورزشکارِ مدال آور دقیقا برای چه کسی مدال میآورد؟ برای شما؟

+نیمی از بازیکنان تیم ملی به دلیل عدم موافقت همسرانشان نمیتوانند در جام جهانی شرکت کنند.
-همسر کلمه ی بسیار قشنگی ست. همسر برای مرد یعنی زنش و برای زن هم یعنی مردش. من میگویم چقد خوب میشد اگر همین همسرانی که اجازه نمیدهند همسرانشان در جام جهانی شرکت کنند، وقتی میخواستند همسرِ دوم اختیار کنند، یا صیغه کنند یا هر چیزی شبیه آن، از همرانشان اجازه میگرفتند و آن اجازه اعتبار قانونی داشت!

+من با زن جماعت حرف نمیزنم. برو یا شوهرت بیا!
-کسی که این حرف را میزند چند حالت دارد :
یک : میترسد تحریک شود. (یا خدا!!!)
دو : از منطق زن میترسد. از بچگی در مغزش فرو کرده اند که تو مردی و از زن بهتری و فلان و بهمان. حالا میترسد کم بیاورد.
سه : همان میترسد کم بیاورد یک بار دیگر.
چهار : مرد ها حرف های بی منطق و غیر معقول خودشان را منطقی میدانند و به قول معروف حرف خودشان را خودشان بهتر میفهمند! نمیخواهند کسی بیاید از بیرون به قضایا نگاه کند و بدون تعصب بگوید دارند اشتباه میکنند!

+به هر حال پسره حق داره قبل از ازدواج شیطونیاشو بکنه. ولی دخترم تو باید خودت رو برای شوهرت نگه داری.
- و بارِ دیگر : یا خدا!!
بذارین موضوع رو براتون روشن کنم، یا همه حق دارن شیطونی کنن یا هیچ کس حق نداره! الان رو چه حسابی پسره حق داره؟ رو حساب اینکه اسمِ پسر رووشه؟
نکنه اینجا هم مسئله ی بکارت در میونه؟ بعدا یادم باشه یه موضوعی رو روشن کنم.و علی رغم علاقه ی خودم از خارجستان بگم!

+ ماده ی نمیدونم چندِ قانون مدنی : در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص مرد است.
-خصایص. یه وقت از غرایزش نیست؟ ریاست؟ مگه اداره س؟ مگه زندگیِ مشترک نیست؟ وقتی یه چیزی مشترکه رییس و زیردست نداریم دیگه :|

+زنم که جای خود داره دوستش دارم مامان بچمه. ولی خب دله دیگه، کار نامشروع و غیرقانونی که نکردم! دو تا زن دارم :))
-بله همون طور که قبلا گفته شد، وقتی قانون اجازه ی این کار رو میده، از قانون هم استفاده میکنن. حالا نه که کار غیرقانونی نکنن ها. صرفا اینجا چون به نفعشونه میگن قانون. بعد اینکه "خب دله دیگه؟!" مثلا اونجایی که اون خانوم رفته دنبال ورزش و اینا، اگر همچین چیزی بگه چه صفاتی که بهش نمیبندن! مثلا اگه بگه دلم میخواد. بعد برای اون خانوم عیبه که بره دنبال دلش، ولی برای این آقا عیب نیست.

+موهاتونو از روسری نریزین بیرون تا بهتون تجاوز نشه!
-خب آخه مرد عاقل! لااقل به خودت توهین نکن دیگه. اینکه شما موی یک خانوم رو ببینید و به این فکر کنید که چقدر زیباست طبیعیه. ولی اینکه مو رو ببینید و تحریک بشید و برید بهش تجاوز کنید اصلا طبیعی نیست! حیوونا هم اینکارو نمیکنن.

+بهشت زیرپای مادران است، نه کارمندان!
-مادر کارمند علاوه بر کار های خانه، بیرون هم کار میکند. کم کاری نمیکند، بیشتر کار میکند! خیلی خواهش میکنم از بیرون به موضوع نگاه نکنید!!
زنی که بچه دارد و کار میکند، هم مادر است هم کارمند. و این دو تا مخالف هم نیستند. میشود هم مادر بود هم کارمند. میشود مادرِ کارمند بود.
و البته، ناگفته نماند که با این هزینه های زندگی، شاید خودش نمیخواهد کار کند ولی مجبور است. (شاید به خاطر بچه هایش!) بهشت خیلی بیشتر زیر پای مادران کارمند است.
(قربون مامانِ خودم برم!)

+دیشب در فلان شهر پدری دخترش را به خاطر داشتن رابطه ی نامشروع به قتل رساند.
-خب بیایید با هم فکر کنیم. اولا که غیرت این طوری یک احساس غیرمعقول و حیوانیست. ثانیا، به پدرگرامی ای که این کار را کرده تبریک میگویم چون الان به جای یک محله یا حتی شهر، یک کشور دخترش را میشناسند. خب حالا بگو دخترت را کشتی چون این بی آبرویی را نمیتوانستی تحمل کنی. حالا برای این بی آبرویی برزگتر خودت را هم بکش.
این را گفتم که معلوم شود این پدر با منطق خودش هم مطابقت ندارد. و چه جالب که این آقا که قاتل دختر خودش است باز هم پدر است. ولی آن خانم کارمند مادر نیست!
اصلا هم بحث نمیکنم که رابطه ی نامشروع بی آبرویی نیست! برای هیچ کس، نه دختر و نه پسر.

+شوهر پیدا نکردی که اومدی دکترا بگیری؟
- این موضوع را هم بگذارید روشن کنم. "دنبال شوهر بودن" یعنی هرزگی. همین و بس! شوهر پیدا کردن ندارد!

+ممکنه خانواده ی دوماد قبل از ازدواج ببرنت تست بکارت. این خیلی طبیعیه که دوست داشته باشن عروسشون باکره باشه.
-خب بذارید این موضوع رو هم روشن کنم. از فرهنگ میخوام فراتر برم. من به فرهنگی و عرفی که اینقدر غیرمعقول باشه هیچ اعتقاد و وابستگی ای ندارم.
اولا اینکه بکارت و پرده ی بکارت دو تا موضوع جدا هستند و صرفا تشابه اسمی دارن و گاهی هم به هم مربوط میشن! باکره کسیِ که تا این لحظه از زندگین رابطه ی جنسی نداشته. و به جنس هم ربطی نداره. یعنی مردِ باکره هم داریم.
پرده ی بکارت یه لایه پوست خیلی نازکه که برای بعضی دخترا از بدو تولد وجود نداره! و به دلایل مختلفی غیر از رابطه ی جنسی میتونه از بین بره مثل اسب سواری، دوچرخه سواری، تصادف، استفاده از تامپون (برای شنا مثلا)، بعضی ورزش های رزمی و خودارضایی.
طبق این دو تا چیزی که گفتم، نداشتن پرده ی بکارت دلیل داشتن رابطه ی جنسی قبل از ازدواج نیست.
از طرفی داشتن پرده ی بکارت هم دلیلی بر نداشتن رابطه ی جنسی نیست. چون روش های مختلفی برای انجام این کار وجود داره! پرده ی بکارت رو هم تووی بعضی از کلینیک ها ترمیم میکنند!
خب اینا رو گفتم که بی معنی بودن تست بکارت معلو بشه :)
بعد از این. اصلا نکته ی رابطه ی جنسی لذت هستش. اونم نه فقط لذت مرد! یا زن! لذت طرفین رابطه.(من اینجا فقط دو نفر رو در رابطه فرض میکنم). پرده ی بکارت زن اگر در طی رابطه پاره بشه، اون رابطه برای هیچ کدوم از طرفین لذت بخش نخواهد بود، به خاطر درد و خون و این مسائل.
و همه ی اینایی که گفتم از نظر منطقی درست هستند و به نفع طرفین.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۴
Toktam Rashidi

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی