دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

دوباره مینویسم

چهارمیش، یا پنجمی؟!

۲۶ مهر ۹۶ ، ۲۱:۰۸

پنجاه و هشت

خر سواری هم بلد نیستم.


+(یکی از ورژن های خیلی قدیمیش...) به یاد اون شبی که داشتم میمردم از تعجب : 


سخی شیر خدا دردم دوا کن

مناجات مرا پیش خدا کن

چراغای روغنی نذر تن تو

به هر جا عاشق است دردش دوا کن

بیا که بریم به مزار ملا ممد جان

گریه کنیم زار زار های های دلبر جان

اندر دیار علی آن شاه مردان

نظرگاه گر رویم با تو نگارا

بگیریم دامن شیر خدا را

بگرییم تا خدا رحمش بیاید

نهیم بر چشم خود قفل طلا را


Toktam Rashidi
۲۶ مهر ۹۶ ، ۱۲:۲۲

پنجاه و هفت

اینکه در هر بحث مربوط و‌ نامربوطی (به خودتون) شرکت کنین و نظر بدین و همه اش هم چهار تا جمله رو تکرار کنین، به هیچ وجه دلیلی بر خفن بودن شما نیست، به‌حضرت عباس!! 



منم در ضمن هیچ احساسی ندارم.  برای همین ترجیح میدم کلا راجع به اتفاقاتی که افتاده صحبت نکنم. با هیچ کس. 

Toktam Rashidi
۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۹:۱۸

پنجاه و شش

ای خدا قسم به رازم

که ازت نبوده پنهون

... 

Toktam Rashidi
۲۵ مهر ۹۶ ، ۰۷:۲۰

پنجاه و‌ پنج

ایشون با من «مشورت» میکنن. سوالم اینه که...  بهتر از من پیدا نکردی، نه ؟ :)  اونم برای مشورت!  خودت مهمی، ولی دغدغه هات به هیچ ور دلم نیستن.  یعنی، از نظر من اینا اصلا دغدغه نیستن.  :))  از من به تو‌ نصیحت یه آدم بهتر پیدا کن! 


و مسئله ی بعدی این‌ که ؛ تصمیم گرفتم یه آزمایشی انجام بدم.  این دوستمون رو اگه ببینم این بار ؛ من سلام نکنم ببینم چی میشه :))  خیلی جالب میتونه باشه.  


کدوم دیوونه ای ساعت ۷:۲۰ صبح شاهین نجفی گوش میده؟ سر درد میگیری دختر!  :(


Toktam Rashidi
۲۴ مهر ۹۶ ، ۱۲:۵۵

پنجاه و چهار

کلاس فیزیک ۴

حل تمرین فیزیک  ۴

تمرین های فیزیک ۴

بچه های سر کلاس فیزیک ۴


و‌ من کماکان مامانمو میخوام.  :(


امشب نوشت :

خب ببین! برای من "این باقیِ سمّی ست که پیش تر خورده ام" !!! برای تو چی؟ چقدر بدشانسی که اینقدر منو میبینی :)

خدایا، هیچ وقت هیچ بنی بشری، یا بنت بشری، رو در رودربایستی با تکتم قرار نده! آمین!

Toktam Rashidi
۲۳ مهر ۹۶ ، ۲۰:۱۴

پنجاه و سه

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه

که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم


سرم به شدت درد میکنه. به شدت.

+مامانمو میخوام.

Toktam Rashidi
۲۲ مهر ۹۶ ، ۲۳:۵۳

پنجاه و دو

اینکه با بعضیا چقدر خوش میگذره :)  چقدر دوست دارم همتون رو. 


و این احساس عجیبم...  که باید تظاهر کنم یه چیزایی وجود ندارن، رسمی رفتار کنم و... 

اصلا شما بزرگ باشید.  من نمیخوام بزرگ شم! 

تو طبیعی رفتار میکنی و درباره ی چیزایی که میدونی، خیلی هم میدونی، سوال میپرسی.  چطوری میتونی؟

Toktam Rashidi
۲۰ مهر ۹۶ ، ۲۲:۳۵

پنجاه و یک :)

همیشه گفتن با ترس هات مواجه شو! منم توو دست شویی با تو مواجه شدم :)


اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی بر او تازیم و بنیادش براندازیم!


بعله، بنیادش براندازیم. بنیاد مکانیک تحلیلی رو هم براندازیم.


همه ها، یعنی همه میگن "تکتم چقدر خوب شدی جدیدا، چقدر خوشحالی". اینکه خودت و یک سری از واقعیت های اطرافت و آدم های اطرافت رو قبول کنی... اینکه به خانوادت اهمیت بدی، اینکه با آدم های جدید آشنا بشی، دوست پیدا کنی(نه زیاد ها، ولی خب یه تعدادی) ، اینکه از کارهات، از درست، از همه ی این شلوغی ها و سختی ها لذت ببری ، این که به این جمله ی خودت عمل کنی(این کار رو اصلا میکنم چون سخته!) ، اینکه خودت رو هرجوری که هستی دوست داشته باشی و اصلا گور بابای بقیه و فکراشون! اینا همش باعث میشه خوشحال باشی.

حتی اگر کسانی باشن که بعضی وقت ها اذیتت کنن، اعصابت رو خورد کنن، حرصت رو دربیارن، ناراحتت کنن.. حتی اگر از کار دوستای نزدیکت خوشت نیاد، بازم خوشحالی.


:)

Toktam Rashidi
۱۹ مهر ۹۶ ، ۰۸:۳۷

پنجاه

گفت‌ و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ

یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود 


پس نوشت :

دختر بودن، صورتی بودن، لوس بودن ، و چادری بودن هیچ کدوم به تنهایی بد نیستن.  ولی همه رو با هم نباشیم!!!  چادری پست مدرن نباشیم!  :) 

Toktam Rashidi
۱۷ مهر ۹۶ ، ۲۱:۳۱

هفت به توان دو

من اصلا قرار نیست طوری که انتظار میره رفتار کنم. 

حتی اون طوری که از «من» انتظار میره.  :| چه من الگوی همه رو پیدا کردم و هیچ کس الگوی منو پیدا نکرده.  حتی نزدیک ترین دوستام یه کلیاتی میدونن.  آخرش اینه : «غیر قابل پیش بینی».  و این اصلا به این معنا نیست که قبل از کار هام فکر نکنم. اینقدر فکر میکنم بعضی وقتا میترسم مغزم تموم شه. 


یه اتاق جلویی داریم...  خیلی شلوغن بچه هاش.  به قول دوستی...  خوابگاه چیه؛ خوابکاه. 


-هی بفهمم و هی خودمو بزنم به اون راه.  و از همه ی این فهمیدن ها و تظاهر کردن ها خسته بشم.  از خودم خسته بشم ، از خودم‌ و روابط نامتعارفم! 


و این سوال :

چرا آدم ها رو مجبور میکنید دو رو داشته باشن؟ چرا؟ 

Toktam Rashidi